السيد الطباطبائي

32

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

باشد و گرنه ممكن است كسانى مصدر حكم يا مرجع علم قرار گيرند كه در زمينه وظايف محوله خود ، از انحراف فكر يا خيانت سالم نباشند و تدريجا ولايت عادله آزاديبخش اسلامى به سلطنت استبدادى و ملك كسرايى و قيصرى تبديل شود و معارف پاك دينى مانند معارف اديان ديگر دستخوش تحريف و تغيير دانشمندان بلهوس و خودخواه گردد و تنها كسى كه به تصديق پيغمبر اكرم در اعمال و اقوال خود مصيب و روش او با كتاب خدا و سنت پيغمبر مطابقت كامل داشت همان على عليه السّلام بود 27 . و اگر چنانچه اكثريت مى گفتند قريش با خلافت حقه على مخالف بودند ، لازم بود مخالفين را به حق وادارند و سركشان را به جاى خود بنشانند چنان كه با جماعتى كه در دادن زكات امتناع داشتند ، جنگيدند و از گرفتن زكات صرفنظر نكردند نه اينكه از ترس مخالفت قريش ، حق را بكشند . آرى آنچه شيعه را از موافقت با خلافت انتخابى بازداشت ، ترس از دنباله ناگوار آن يعنى فساد روش حكومت اسلامى و انهدام اساس تعليمات عاليه دين بود ، اتفاقا جريان بعدى حوادث نيز اين عقيده ( يا پيش بينى ) را روز به روز روشنتر مى ساخت و در نتيجه شيعه نيز در عقيده خود استوارتر مى گشت و با اينكه در ظاهر با نفرات ابتدائى انگشت شمار خود به هضم اكثريت رفته بود و در باطن به اخذ تعاليم اسلامى از اهل بيت و دعوت به طريقه خود ، اصرار مى ورزيدند در عين حال براى پيشرفت و حفظ قدرت اسلام ،

--> ( 27 ) البداية والنهايه ، ج 7 ، ص 360 .